X
تبلیغات
رایتل
|:.:|Divooneye-To|:.:|







..................

 

 
آخرین یادداشت ها
  [ بدون عنوان ]
کاشکی بفهمی ...
تا کی ....
بود و نبود ... تموم شد ....
دعا کنید برایش ...
حرفای من ....
تهمت ناروا ....
دوباره ...
[ بدون عنوان ]
رفیق ...
منتظرم ....
وقتی ...
تو بیا ...
صدا کن مرا ... صدا کن ...
من ....
 
آرشیو
  اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
 
موضوعات
 
 
لینک های روزانه
طراحی وب سایت و وبلاگ و ...
قصر خیال ۳
دانلود جدیدترین نرم افزارها
هرچی که برای موبایلتان می خواهید
دانلود رایگان موزیک های رپ فارسی
 
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
دیوونه ی تو .....
وب سایت اختصاصی قصرخیال۳
سرزمین یخی
طراحی وب سایت و وبلاگ
من و تو عاشق ...
وب سایت هواداران محسن چاووشی
دانلود جدیدترین نرم افزارها
دست نوشته های پریسا
دست نوشته های پریا
گل بانو ...
زندگی سخته ...
سرزمین سیاه ...
عشق و زندگی ...
دفتر عشق نویس ...
رامین ...
ورود آقایان و خانمهای ۱۸+
 
لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
 
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری
 
جستجو در وبلاگ

 
امکانات
تعداد بازدیدکنندگان
18767

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com
 
   غرور ...
 
خیلی سخته که غرورت به خاطریه نفر بشکنه
خیلی سخته که همه چیزت روبه خاطر یه نفرازدست بدی اما

اون بگه : دیگه فراموش کن...

خیلی سخته که دوسش داشته باشی اما نتونی باهاش بمونی...
خیلی سخته که یه عمر با خیال یه نفرزندگی کنی
اما وقتی فهمیدعاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه...

چند روز پیش داشتم فکر میکردم عجب دنیای شیر تو شیریه...یه روز دلت واسه یکی پرپر میزنه از فکرش شب و روزتو نمی فهمی...از حس عشقی که بهش پیدا کردی خفه میشی به خاطرش به هزار بدبختی تن میدی...زندگیتو فقط در اون خلاصه می کنی
یه روز که از دستش میدی اول بهت زده میشی...بعد زار میزنی..گریه می کنی
عین خلها به در و دیوار میزنی..بعد عصبانی میشی..واسش خط و نشون میکشی
هر کاری می کنی که این رابطه خراب نشه...اما نمیشه
و تو می مونی و خودت و تنهاییت
و یه دل زخم خورده و یه روح آسیب دیده...با کلی خاطره و درد. 
اما وقتی یاد گذشته ها می افتی فقط یه آه میکشی و ممکنه چند تا قطره اشکم بریزی
اما به مرور زمان دیگه دفتر قدیمیه رو میبندی...و میذاریش تو صندوقچه خاطراتت
حتی اگه بر حسب تصادفم ببینیش یا باهاش برخورد کنی...دیگه هیچی آزارت نمیده دیگه ضربان قلبت تند نمیشه...دیگه دستات نمیلزره
الان فقط یه حس داری...به خودت می خندی که عجب احمقی بودم که وقتی رفت اونطوری دیوونه شدم
امامیدونی رفیق؟؟...این رسم زندگیه....یه رسم زشت و سنگدل...
  19:40 | alone boy | نظرات [0]

 

Powered by: Apadana Design.ir

                                    Image and video hosting by TinyPic