پسر گفت : نه ، نیستی

پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم

پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم

میکرد
اماپسر دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت :
تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را
و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد
برگرفته شده از وبلاگ www.PariyaKermani.blogsky.com